جلوی چشمم٬ یه استخره با لایه ای از زنگ فلز که روی ابش نشسته !
من دو راه بیشتر ندارم٬ یا باید دوباره بپرم توی اب٬ یا همین جا بشینم و سوز سرما را بعد این شنای احمقانه تحمل کنم!
...اخه دیگه جون ندارم این استخر از نو٬ ابش کنم!