
باد ملایمی که بیرون از پنجره می وزه٬ هرسال موقع شروع شدن پاییز باعث می شه من بنویسم : باد ملایمی که بیرون از پنجره می وزه.....
صدای برگهایی که دیگه رمقی ندارند و از این سوز نسبتآ سرد بهم می خورند و صدا می دن و اسمونی که زود ابی کمرنگ می شه و ناگهان جای خودشو به صورمه ای شب می ده.
و من فکر می کنم به این همه سال که ابتدای پاییز هر سال ٬ انگار بار اول بوده که صداشو می شنیدم ٬ برگهای زرد و نارنجیشو می دیدم و پاهام صدای خش خش مرگ برگاشو را در می اووردنند!
باران٬ حالا نوبت توئه که بباری و این پاییز تکراری را تکمیل کنی ٬ انگار امسال کمی دیر کردی!
پی نوشت: صدای بارون از نور گیر های اتاقم شنیدم٬ خودمو که به حیاط رسوندم دیدم داراره نم نم بارون می اد ! بارون هم خودش فهمید دلم برای بوی که از خاک بلند می کنه تنگ شده! چه تصادف جالبی!
|