X
تبلیغات
رایتل

نوشتنم نمیاد!

گاهی وقت ها ٬ بعضی روزا ٬ بعضی جاها ٬ یه زمانی می شه که دقیقآ .... دقیقآ بودن و نبودنت مهم نیست!!!

پی نوشت۱:نمی تونم بنویسم. زیر باد کولر های لعنتی و این افتاب یک دست!!!

پی نوشت ۲:اه . بازم تابستون. حالمو بهم می زنه!!!

+ نوشته شده در  جمعه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1386ساعت 05:05 ب.ظ  توسط هاله  نظرات (42)

فیلمی که...

وقتی یه فیلمی می بینی که معرکه است... خوب فقط می تونی بگی که معرکه بود!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1386ساعت 11:41 ب.ظ  توسط هاله  نظرات (16)

نباید سرد شوم!

باید کاری کنم !

پی نوشت:هستم اگر می روم ٬ گر نروم نیستم!

پند نوشت: گاهی وقتی شکست می خوریم بیشتر احساس می کنیم چه خوب شد بار پیروزی از روی دوشم برداشته شد ٬ اما به همه می گوییم از شکست دل خوریم و شکست ما را از تلاش باز داشت !!!

 

+ نوشته شده در  پنج‌شنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1386ساعت 11:50 ب.ظ  توسط هاله  نظرات (19)

راهی شاید که خواب هم نمی دیدی!!

مثل تشنه ای می مانم ٬که عطش نوشیدنم یک لحظه باز نمی ایستد!!می خواهم فقط بشنوم. می دانم اگر تو بخواهی هرگز در مسیری که با نام تو شروع شود باز نمی مانم...

پی نوشت:الوده اش نمی کنم به پی نوشت!!!

+ نوشته شده در  سه‌شنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1386ساعت 11:48 ب.ظ  توسط هاله  نظرات (14)

....

همراه شو عزیز ٬همراه شو عزیز٬ تنها نمان به درد٬ کین درد مشترک٬هرگز جدا جدا ٬ درمان نمی شود.

دشوار زندگی هرگز برای ما بی رزم مشترک اسان نمی شود!

تنها نمان به درد. همراه شو عزیز. همراه شو همراه شو همراه شو عزیز. تنها نمان به درد. کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود.

پی نوشت:شاید ادم های خوب وقتی می میرن پروانه می شن! کی می دونه چندتا پروانه تو دنیا هست؟؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1386ساعت 09:55 ب.ظ  توسط هاله  نظرات (32)

من ٬ مردم را دوست دارم!

قصد ما شاید به اجبار و یا به اختیار ٬ با علاقه و یا بی انگیزه زندگی کردن باشه. چیز هایی هم هست که ابتدایی ترین اموزه های ما هستند برای زندگی. می تونیم بریم توی جنگل و اجتماعی نباشیم. اما حالا که هستیم!

ما ادم های کثیفی هستیم. چون به خاطر خیلی چیزها از حداقل های انسانیتمون تا حداکثر های پستی می گذریم. به خاطر مذهب٬(ظاهرآ) به خاطر پول ٬ علم ٬ جنسیت و شهوت و.....

وقتی اعتقاد مذهبی نداریم در گذشته مذهبی ها را ازار می دادیم و وقتی اعتقادات مذهبی داریم حالا که دور دست مذهب باب میل ماست با دیدن صحنه هایی از ته دل می گیم : هایی حقشونه!!!

به خاطر جنسیت از رفتار های غیر انسانی با دیگران دلمون خونک می شه. به خاطر شهوت از .......

به خاطر پول از تصادف کردن و یا مال باختن یک ادم پولدار خوشحال می شیم .

می ببخشید خانم ها و اقایون اما من هیچ طوری توجیه نمی شم ٬ که هدف مسیر را توجیه می کنه! و نمی تونم قبول کنم که قسمتی از این حرفها را قبول داشته باشیم اما قسمتی از اون را که نمی پسندیم نه!!

وقتی دولتی با شهروند خودش با خشونت برخرد می کنه(حمل مواد؟نه!اسلحه سرد و گرم؟نه!دزدی؟نه!) فقط به خاطر تجاوز به چشم های هرزه٬ من نمی تونم باور کنم که جنسیت و مذهب و داشتن گرین کارت و ... می تونه منو از کنار این موضوع اسوده عبور بده.

درد از جایی شروع می شه که طرح ها گسترده تر می شه. تو مذهبی هستی اما درس خونده هم هستی پس تا جایی با مذهبی ها همراه می شی که اینترنت را طوری فیتلر نکنند که به کار علمی تو لطمه بزنه!!! و اونایی را که سرعت اینترنت را تا حدی پایین میارن که تو ضربه می خوری امل می نامی!!! و یا با دولت مخالفی اما وقتی طرح بدحجابی اجرا می شه تو به اونا حق می دی!! یا اگه دختر باشی خوشحال می شی که همین دولت که مورد تایید تو نیست با پسرهایی که سربازی نمی رن داره جدی برخورد می کنه!! من از سگ متنفرم و وقتی سگ یکی میاد طرفم می گم : اه چرا یکی اینا جمع نمی کنه؟!!

اره دوست من. باید ببینیم ما تا کجا همراه این قافله هستیم. خیلی ساده است. ما فقط به خاطر تنفر از هم دیگه گرفتار هستیم. از نظر من فرقی نداره. ما به خاطر فقرفرهنگی با هم مشکل داریم. فقیر از غنی و غنی از فقیر بی ذاره. دختر از پسر و پسر از دختر . مذهبی از بی دین و بی دین از مذهبی!

روزی مادران ما بدون روبنده و پدرانمون بدون ردای بلند بد حجاب نامیده می شدنند! حالا کار به جایی رسیده که دولت با زنهای روبنده دار برخورد می کنه!

بهتره چشم هامون را باز کنیم. این بازی با مذهب ما را تا این جا کشونده که زمان دین و ما را باهم در خودش حل می کنه تا جایی که به باور برسونتمون.

اگر اون روز امام فرهنگ خانه نشینی زن را نمی شکست الان انقلاب ما کجا بود؟ همون روز این حرکت اون قدر غیر باور بود که شاید امروز ازادی!

چرا همیشه بدون تحقیق حرف می زنیم. این طرح مبارزه با بدحجابی اصلآ اونی نیست که تو فکر میکنی. توی این طرح زنان خیابانی در اولویت های بعدی هستند. توی این طرح قراره اگر لازم شد بسیج هم وارد عمل بشه. بسیج هم یعنی همون لباس شخصی خودمون! اگر توی اجرای این طرح یک لباس شخصی اشنای ترا بدحجاب تشخیص داد و برد و... انوقت باز هم سعی می کنی منو قانع کنی؟؟؟ حتمآ باید غیرت مرد ایرانی را با کلماتی مثل خواهر و مادر و ناموس به جوش بیاورند؟؟؟ شاید اگر من بودم کمی بیشتر از کمی بهم برمی خورد .

بازیچه بازیچه است می خواهد قدرت برداشتن یک گونی برنج را داشته باشد ، می خواهد نداشته باشه!

فرانسه دختران با حجاب را از ادامه ی تحصیل منع می کنه. خو ب من هیچ وقت نمی تونم به فرانسه برم برای درس خوندن! اما دوست هم ندارم وقتی توی خیابان کشورم راه می رم هر روز شاهد برخوردهایی با صدای جیغ و فحش و صلوات باشم!!

نگران نباشید.من بدحجاب نیستم.از دختران خود فروخته هم دفاع نمی کنم . اما ازادی را دوست دارم. ترجیح می دهم خدا ان قدر این قدرت را به من بدهد که از ازادی دیگران هم احساس رضایت کنم. قطعآ من هم جامعه ی سالم و بدون خطر را دوست دارم. می شنوی؟ بدون خطر. اما این خطر را برای همسایه ام هم نمی خواهم!

بازارها پر اند از مانتوهای تنگ اما بیرون همان ها را به تن مانکن های زنده می گیرند!!! ادارات پر است از زیر میزی ها و رشته بگیران اما روزنامه ی افشا کننده ان را می بندند! شاید بگویی چه ربطی دارد ؟ سیستم ما معیوب است و حالا اگر من جزء ان رشوه بده ها و یا بگیران باشم از این برخورد خوشحال می شوم. اما اگر بفهمم پلیسی را به خاطر رشوه گرفتن اعدام ! کرده اند از ته دل خوشحال می شوم.

همه اش همین شکلی ست باور کن دوست من. باور کن!

پی نوشت۱:دوستی می گفت:مشکل تو این است که مردم را بی دلیل ٬ زیادی دوست داری!!

پی نوشت۲:رنجش هیچ کس را دوست ندارم. حتی شما که از من رنجیدی! اما از دل خودم٬ عدالت را بیشتر دوست دارم. ادم های خندان را. ..... و پارک های کودکی ام را....

+ نوشته شده در  سه‌شنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1386ساعت 12:03 ق.ظ  توسط هاله  نظرات (21)